تبلیغات
ونوس الهه عشق - یکى را دوست میدارم...

یکى را دوست میدارم...

یکی را دوست میدارم ولی افسوس
 
او هرگز نمیداند
 
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاهم که او را دوست میدارم ولی افسوس
او هرگز نگاهم را نمی خواند
 
به برگ گل نوشتم من که او را دوست میدارم ولی افسوس
 
او برگ گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
 
به مهتاب گفتم ای مهتاب سلام من رسان و گو که او را دوست میدارم ولی افسوس
 
یکی ابر سیه آمد زره روی ماه تابان را بپوشانید
 
صبا را دیدم وگفتم صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم که اورا دوست میدارم ولی افسوس
 
ز ابر تیره برقی جست و قاصد را میان راه بسوزانید
 
کنون وامانده از هر جا یکی را دوست میدارم ولی افسوس
 
او هرگز نمیداند!


[ پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 ] [ 01:12 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]