تبلیغات
ونوس الهه عشق

these days.....

این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند .... اما .... من جلوی دهانش را میگیرم وقتی میدانم کسی تمایلی به
شنیدن صدایش ندارد .... این روزها من خدای سکوت شده ام .... خفقان گرفته ام تا آرامش
اهالی ِ دنیا خط خطی نشود!


[ پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 ] [ 12:22 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

یکى را دوست میدارم...

یکی را دوست میدارم ولی افسوس
 
او هرگز نمیداند
 
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاهم که او را دوست میدارم ولی افسوس
او هرگز نگاهم را نمی خواند
 
به برگ گل نوشتم من که او را دوست میدارم ولی افسوس
 
او برگ گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
 
به مهتاب گفتم ای مهتاب سلام من رسان و گو که او را دوست میدارم ولی افسوس
 
یکی ابر سیه آمد زره روی ماه تابان را بپوشانید
 
صبا را دیدم وگفتم صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم که اورا دوست میدارم ولی افسوس
 
ز ابر تیره برقی جست و قاصد را میان راه بسوزانید
 
کنون وامانده از هر جا یکی را دوست میدارم ولی افسوس
 
او هرگز نمیداند!


[ پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 ] [ 12:12 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

طعم آغوشت

گناه نه!!!
چاره ای نبود…
طعم سیب میداد لبانت
طاق زدم بهشت را با آغوشت



international-kissing-day.jpg


[ شنبه 23 شهریور 1392 ] [ 12:06 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

sigar

گفت:اینقدر سیگار نکش میمیری

گفتم:اگه نکشم میمیرم

گفت:اگه بکشی با درد میمیری

گفتم:اگه نکشم از درد میمیرم

گفت:هوای دودی جلوی درد رو نمیگیره

گفتم:هوای صاف جلوی مرگو میگیره؟

یه کم نگاهم کرد و گفت : بكش...


f_513_newfun_ir_.jpg


[ شنبه 23 شهریور 1392 ] [ 12:06 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

بهشت

می‌دونی"بهشت" کجاست ؟

 
*یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب ! *

 
*بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری*




[ یکشنبه 10 شهریور 1392 ] [ 06:06 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

تو...

آغِـشـتـــه بــهـ تــوْ مے شَــوَدْ....

روحـَـمْـ ...

نــَـفَـسـَمْــ ...

بـَـنْـد بـَــنْــد وجودَمـْــــ...

وَقـْــتــے دَر حـصآر دَسـْـتــآنـَــتــْــــ...

بـــوسـْـــهـ بـــآرآنـــــ مے شــَــوَمــْــــــ





[ یکشنبه 10 شهریور 1392 ] [ 05:58 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

گناه

بگذار لبانم را به گناه بوسیدن لبانت آلوده کنم !





[ یکشنبه 10 شهریور 1392 ] [ 05:55 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

چشمهایت بگو

به چشمهایت بگو آنقدر برای دلم رجز نخوانند

من اهل جنگ نیستم٬

شاعرم!

خیلی که بخواهم گرد و خاک کنم شعری می نویسم

آنوقت اگر توانستی مرا در آغوش نگیر!



[ دوشنبه 17 تیر 1392 ] [ 07:13 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

مردانگی...




مــردانگی ات را

بــا شکســتــن دل دختـری

کـه دیـوانـه ی توسـت ثابت نکـن

مـردانگـی ات را

بــا غـرور بـی انــدازه ات

بـه دختـری کـه عـاشـق تـوست ثـابت نکـن

مــردانگــی را

زمانــی میتوانــی نشــان دهـی

که دختــری

با تمـام تنهـــایی اش بــه تو تکیــه کرده

که دختــری

با تکیـه به غــرور تو

به قـــدرت تو

در این دنیـــای پر از نامــردی

قـــدم بـــر میـــدارد . . .


[ جمعه 7 تیر 1392 ] [ 05:46 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

...

هیــچ چیز دلنشین تر از این نیست که:

مدام نامت را صدا بزنم...

با یک علامت سؤال"؟"

و "تـــو" با حوصله جواب بدهی...

جـــــان دلـــــم!؟



[ چهارشنبه 29 خرداد 1392 ] [ 12:37 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

بهانه


دنبال بهانه نباش عزیزکم

چشم که گذاشتم

برو و هر وقت خواستی برگرد

من تا بی نهایت شمردن می دانم


[ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ] [ 07:44 ق.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

خیالـت راحـت...

خیالـت راحـت باشـد , چیــزی نشـده


یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛


دوستـش داشتـم , دوستـم داشت


دوستـش دارم , دیگـر دوستــم نـدارد


مانـــــده ام , رفتـــــه


... هستـــــم , ولــــی او نیـــست


به همیـن سادگی ...


فقــــط ...


فقـط یک نفــر ایـن حـوالی


بـدجــــوری...


سیگـــــــــاری شده....





[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 12:04 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

من زاده خردادم...


خردادی است دیگر...


شاید همیشه سکوت کند،

اما...

حرف هایش را در نگاهش میریزد...

دلتنگی ، قسمتی از قلبش است...

و صبر... تکه ای از روحش...

خردادی است دیگر...

در خودش می ریزد...

چیزی به کسی نمی گوید...

دوست دارد وقت اشک ریختن تنها باشد...

خردادی است دیگر...

فرمانروای احساسات... خلاصه ی همه ی دنیا...





[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 10:59 ق.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

نفس های داغت

ردِ نفسهای داغت ...

لب های خیست را روی تنــم از بَرم

تــو که نمیدانی چقدر دلم تنگ است

برای سکوت خوفناک اتاقت

و نفس های خدشه دار مردانه ات !

 



[ چهارشنبه 16 اسفند 1391 ] [ 06:20 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

چقدر زیباست که خدا بخواهد

 خداوند یه نفر را افرید به نام تو
و تو امدی به دنیایی که همچون تو نداشت و هرگز نخواهد داشت
و خدا خواست که برای من کسی مثل تو نشود
و خدا خواست همیشه به یاد تو تنهاترین باشم
و هر شب و هر روز هر وقت که فکرش را بکنی با خاطرهایت خلوت کنم
و بیا بخواب به در رویای من و در آرزوهایم بیدار شو
که من خیابان ساکتی هستم و پیوسته خواب قدمهای تو را می بینم
و بیش از این پنجره را چشم انتظار نگذار چرا که این پنجره مال من است
و من در این پنجره میخواهم تو را بیابم
به جان تو ای جان من
خدا خواست
و خدا خواست که من دوستت بدارم وچقدر زیباست که خدا بخواهد...


 



[ چهارشنبه 9 اسفند 1391 ] [ 09:39 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

دوستت دارم


گاهی حس می كنم نیاز است بگویم چه قدر

 "دوستت دارم.."

نه این كه تو نیاز داشته باشی،كه من ناچارم از گفتن..

من باید بگویم كه جز تو نقشی در دیده ام نیست..

كه جز تو هیچ صدایی برایم ماندنی نیست..

كه جز چشمان ندیده ات هر چشمی ،هر چه قدر هم

عاشقانه نگاهم كند ،مرا نمی رهاند از خیالت..

گاهی حس می كنم ،تمام بودنم ،تنها تو را می طلبد..

چراغ آرزوهایم روشن از نور توست..

چه حكایتی ست حكایت عاشقی..

روایتش دلی می خواهد فراخ و دریایی..

گاهی كم می آورم نبودنت را در دنیای كوچكم..

گاهی "دوستت دارم " می شود هر آن چه یادم می ماند

در لابه لای لحظات بیقراری و روز مره گی..


"دوستت دارم "






[ دوشنبه 30 بهمن 1391 ] [ 01:11 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

چه كودكانه...همه چیزم شدی

چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی!

چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !

چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه كودكانه ! همه چیزم شدی !

چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !
 چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم !

چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
 چه بیرحمانه! من سوختم




 



[ جمعه 20 بهمن 1391 ] [ 08:17 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]

چشمانت را دیدم

چشمانت را دیدم

 دلم لرزید
تا تو را دیدم دیگر چشمهایم

 جز تو کسی را ندید
پرنده ی تنهای دلم از قفس پرید
قلبم صدای تپشهای قلبت را شنید ، سرنوشت لبخندی زد و گفت

شما عاشقید



[ جمعه 13 بهمن 1391 ] [ 02:20 ب.ظ ] [ دریا ] [ نظرات() ]